ساعت 9:30 دقیقه، دفتر مرحوم حمیدیا، جلسه مطبوعاتی استاندار یزد بعد از 159 روز؛
کلیه اعضای راست و چپ یزدی و قلم بدستان مطبوعاتی و خبرگزاری آمده بودند، و در طرفین چپ و راست استاندار یزد که عشق ورزیدن به خبرنگار از مکنونات قلبی و قبلی اوست نشسته، و قلم در دست به لبهای ابولقاسم عاصی نگریسته تا با ارسال خبری ، اندک مایه کاسب شوند!!
متاسفانه دیر رسیدم و از صحبت های عاصی چیزی برای نوشتن نجستم، لیک اندک مایه فرصتی یافتم تا دوباره! پای صحبت اهل فضل و کمال و ادب یزد( لطفا بخوانید اهالی مطبوعات یزد) بنشینم
خوشبختانه از اوضاع برمی امد که عجمین ( دامة فی افاضاته.. صل علی) مشکل رول کاغذ فاکس عزیزانی را حل کرده بود چرا که اهالی مطبوعات دیگر مشکل رول فاکس و شکلات نداشتند والا می پرسیدند!
عاصی کم کم دارد مثل یک مدیر رفتار می کند، پیچاندن خبرنگار و شاخ وبرگ دادن به پاسخ و کوچه عوض کردن در جواب از ترفند های جدیدی است که تا پیش از این استاندار یزد وانمود می کرد بلد نیست و این جلسه نشان داد که کت و شلوار مدیریتی به تن عاصی هم می رود.
خیلی زیرکانه در پاسخ به خبرنگار نسیم یزد در خصوص وضعیت محمد حسن خورشید نام طفره رفت و اخر هیچ کس نفهمید، خورشیدنام رفتنی است یا رفتنی!
یکی از اعضای قدیم مطرح خانه مطبوعا ت از اینکه جلسه در ده بالا تشکیل نشده شاکی بود، حق هم داشت، این دو سال کار کرده بود پول که نداند هیچی ، حرف زور هم می زنند، ولی نه تنها ده بالا، بلکه اگر در شورای امنیت هم بروند این اهالی مطبوعات یزد، قطعنامه های همدیگر را در خفا وتو می کنند.. بی خیال
واقعا باعث تاسفم شد که چرا بزرگانی چون ارکان و میرجلیلی وقت سوال پرسیدن نرسیدند و این هم از تنظیم نا مناسب روند جلسه توسط مدیر آن بود...
بعد از جلسه هم هر چند نفر چند نفر تشکیل فراکسیون داده و در مورد روز خبرنگار بحث می کردند، تا شاید خدا در استانداری عاصی به انها نگاه کند
از جلسه فوق چندین نتیجه حاصل شد:
1- دختر کوچک استاندار پی گیر اخبار بابا است و در آینده مدیر برنامه های پدر می شود.
2- مشکل کاغذ فاکس اهالی مطبوعات حل شده وباید به عجمین یک امتیاز مثبت داد.
3- مشکلات خانه مطبوعات یزد، فقط در ده بالا حل می شود و لاغیر.
4- استاندار فراموش کرده بود خبرنگارن بومی هم می توانند در سفر احمدی نژاد خبرنگاری کنند،
5- استاندار به دلیل اخم کردن در تلوزیون به مدت 30 ثانیه به ریش مطبوعاتی های یزد خندید
6- مسعود میرجلیلی( همان براد کوچک همه و دبیر شواری مرکزی خانه مطبوعات) به سفارس دبیر قبلی و حمایت وی و همچنین زیر ریش میرجلیلی بزرگ ( روزنامه جمهوری اسلامی) انتخاب و بزرگ شده( عاصی گفت من نگفتم)
7- به زودی رییس جمهور به یزد می اید، حالا بعد می گم کی!
بعضی از حاشیه ها هم قابل گفتن نیست...
شاید مطلب نویسی در ساعت ۱۱ شب عواقبش همین باشد ولی جدای از آن عذر. ذات وبلاگ نویسی است که وبلاگ به خاطر همین مسائل وبلاگ شد و دفترچه خاطرات لقب گرفت. غلط املایی و یا مشکلات نگارشی یک مطلب وبلاگ دلیل بر لزوم مراجعه به اکابر و نام نویسی در آن نیست . ولی نکته جالب ان است که اقای شوق باید در خصوص اسم وبلاگش دقت بیشتری خرج دهد. چرا که توفان و طوفان وقتی در معنای طیفون و دولخ باشد با ط نوشته می شود و طوفان درست است
تکمیلی:
ابطحی هم در وب نوشته های خودش غلط املایی دارد
واقعیت اینه که من یه سوال دارم و این سوال داره مثل خوره روح منو می خوره و یه لحظه ارامش برام نذاشته گاهی وقتا مثل پتکی رو سرم فرود می یاد و من باید تحمل دردش را داشته باشم و لی ... ولی
بذار این سوال را بپرسم اخه چرا وقتی براق بعد از قطع ناگهانی وصل می شه مردم صلوات می فرستند؟؟؟
ادم گاهی فکر می کند یزد دیگر کجاست؟؟!!
کافی است شما اندک زمانی پای صحبت بعضی از اهالی مطبوعات یزد بنشینی . همین چند لحظه تامل در افکار اندیشه ها و خدا می داند چهرهای نهانی شان، با چه مشکلات بزرگی روبرو می شوی. و کم کم مطمئن می شوی که این مملکت را امام زمان(عج) نگه داشته است!!
آقا از فلان مدیر مسئولی پرسیدم مشکلات شما چیست؟
آقا هیچ کدام از مسئولان به فکر نشریات نیستند !
گفتم آخه چرا؟
گفت: یه رول کاغذ فاکس به ما نمی دهند ...!!!