پایگاه اطلاع رسانی دهستان نصرآباد پیشکوه یزد با اطلاعات و مطالب جالب از موقعیت مردم طبیعت امکانات تصاویر و ... از این روستای یزد منتظر دیدن شماست. اگر وقت کردین حتما یه سری به سایت نصرآباد دات کام بزنید. در ضمن تصویر بالا مربوط به کوچه باغ های نصرآباد است که در لهجه عامی به لاتار معروف است
+ نوشته شده در دوشنبه 27 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
كارنامه پنجم دبستان سيد محمد
خاتمي ریس جمهور سابق در حال از بین رفتن است
کلیک کنید
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
احساس می کنم این
مطلب محمد علی ابطحی مناب حال و هوای این
چند روز وبلاگ نویسی یزد و رفتار برخی چهره ها باشد
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
بیا یید برویم ورزشگاه از تیم قنسیمای بهروطلیعتریب یزد هواداری کنیم ( مخفف شهید قندی سیمان بهروک طلیعه سبز تربیت یزد و ....)
این تیم حرفه ای فوتبال مبارکمان باشد
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
یادتان هست اردیبهشت 85
نخستین جشنواره وبلاگ نویسان استان یزد، و کلی حرف و حدیث....
در واقع جشنواره باعث شد بلاگرهای یزدی، فقط برای چند ساعت دور هم جمع شوند و چه خاطرات شیرینی در همان چند ساعت پدید امد. اما متاسفانه به خاطر حرف و حدیث های بعد ازجشنواره که بوی همه چیز می داد به جز نقد منطفانه! نتوانستیم یک تشکل وبلاگ نویسی در یزد راه اندازی کنیم. و وبلاگ نویسان یک شبه رها شدند. در حالی که می شد جمع 151 نفری را تشکیل داد و کلی مسئله و مشکل را برطرف کرد. امروز به شدت جای خالی یک تشکل وبلاگ نویسی در یزد احساس می شود و ای کاش دوستان بلاگر همان طور که برای جشنواره استین همت بالا زدند برای ایجاد یک تشکل هم گیوه را برکشند
+ نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
در دوران دبیرستان به اهتمام دبیر ادبیات اقای یوسفی داستان های فردریکو گارسیا لورکا. نویسنده اپانیایی اشنا شدم. اولین نوشته ای که از او خواندم آوازها نام داشت. جالب بود ولی به طبع من نوحجوان ایرانی نمی خورد البته کششی مثل قصه های همین جلال خودمان دارد که می خواهی تا اخر بخوانی. امروز سالمرگ فدریکو است . با این حال که من ایرانی ام ولی گفته وی را که نوشته: بهش قهوه بده یه عالمه قهوه برایم خاطره شیرینی است . مقاله ای در باره زندگی اش
اینجا بخوانید
+ نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
دکتر هوشنگ لطفی کامران معاون و نفر دوم سفارت ایران در سریلانکاست. در گفتگویی که با وی انجام شد بر
نبودن یک رسانه تاثیر گذار ایرانی در خارج از کشور تاکید کرد. اما سوال وافعی من این است : ایا ما در ایران به غیر از رسانه ملی به رسانه های دیگر نیاز نداریم و تا کی باید تنها بیننده چند شبکه مثل هم باشیم؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
وقتی دلتنگ هستید فقط شعر بخونید
آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید خدا خواست که دلتنگ بمیرم
+ نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
سازمان حج و زیارت استان ده سهمیه به اهالی رسانه یزد داده است البته با قیمت ۷۸۰ هزار تومان و البته بدون نوبت وا عزام هم ۲۷ شهریور. نکته قابل توجه این است که دعوتنامه برای همه رسانه های یزد ارسال نشده و فقط عده ای خاص از این سفر مطلع شدند . شاید خبرگزرای ها جزو رسانه های یزد نباشند چراکه متاسفانه هنوز عده ای از مطبوعات یزد ماهیت خبرگزاری را درک نکرده اند و معتقدند چون خبرگزاری کاری به کاغذ و چاپ ندارد پس رسانه نیست . با این حال ده نفر به مکه می روند و انشالله زیارت قبول
+ نوشته شده در یکشنبه 5 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
فيلم "بهنام پدر" آخرين فیلم ابراهيم حاتميكيا، عقده های ناتمام اين فيلمساز از آدمهاي جنگ در بستر نقد و پوزش است.
آدمهاي حاتمی کیا در فیلم های "آژانس شيشهاي" خود را نشان می دهند در ارتفاع پست به اوج می رسند در، موج مرده در بلور شیشه ای می نشینند و در به نام پدر راز گشایی می شوند
فيلم به نام پدر با كاوشگري يك گروه دانشجويي رشته باستانشناسي آغاز ميشود و ابراهیم با ان تیتراژ می گوید منتظر دیدن حرف های غبار گرفته من در بستر زمان باشید
جنگ !!! يك موضوع کهنه که از هابیل تا امروز ادامه دارد ولی مردم کشور حاتمی کیا به عنوان یک موضوع تاریخی دینی به ان می نگرند.
حبيبه دختر مهندس ناصراز اعضاي گروه دانشجويان رشته باستانشناسي یك زوبين نيزه كوتاه كه ابزار جنگي دوران باستان است، را پيدا ميكند، آن را بهحالت آييني ومقدس بردست ميگيرد به طرف گروه و استاد می رود وانفجار...
پدر بر بالين دختر مجروحش ميرسد، : پدر تاوان جنگ شما را ما بايد پس بدهيم؟: دختر از درد و دلهاي پايش كه موقع بستن چشم با او سخن گفته و قصد جدايي از او را دارد، ميگويد و پدر نيز از صبر و گذشته پر راز و رمز خود در جنگ كه دختر آن را همچنان سايهاي بر زندگي خود ميداند، حرافی میکند.
ابراهیم خان حاتمی کیا زمانی در آژانس شیشه ای برای گفتن حرف هایش، اسلحه به دست گرفت . ولی امروز برای نجات دختر قهرمان فیلمش، سازش می کند
شاید اگر صدای کولرهای سینما ایران و جیرجیرشان با کمی روغن کاری قطع می شد می شد فهمید حاتمی کیا با نمای پایانی فیلم چه می خواهد بگوید.
ابه ذم من به نام پدر به داستان معروف کباب غاز برمی گردد که با بیت از ماست که برماست خو گرفته: مینی که پدر برای دشمن در زمین کاشت 18 سال بعد زیر پای دخترش منفجر شد: به زاویه دیگر شاید کارگردان می خواهد بگوید این مصیبت های امروز حاصل کج نهادن بنای فرهنگی دیروز است وتا به ثریا برسیم ، می میریم.
جنگ هنوز هست هنوز مثل سایه ای بر سر و یا اتشی زیر پا برقرار است ...
+ نوشته شده در جمعه 3 شهریور1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
در چند ماه اخیر رییس جمهور به اکثر استان ها رفت و این شنیده می شود محمود احمدی نژاد به زودی به یزد هم سفری خواهد داشت. در این نزدیک شدن تمام سازمان ها به قول استاندار خانه تکانی می کنند و خبرنگاران نیز خود تکانی. در بین اهالی قلم و خبریزد این روزها از چگونگی پوشش خبری این سفر صحبت های زیادی رد و بدل می شود ولی نکته مهم ان است که هیچ کدام از مسئولان اهیتی به رسانه های بومی نمی دهند. استاندار نمی دانست که خبرنگارن یزدی هم می توانند پوشش خبری مراسم بدهند و فقط گفت پی گیری می کنم. با این حال رسالت یک خبرنگار ایجاب می کند کار خود را انجاک دهد و پوشش بسیار خوبی از این سفر داشته باشد. هر چند مسئولان اهمیت ندهند
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
به مناسبت سالروز تاسیس جهاد دانشگاهی با اهالی جهاد یزد و همچنین اهالی ایسنا دیداری با محمد علی صدوقی انجام شد. فرزند شهید صدوقی از
ایسنا به نیکی یاد کرد و توصیه هایی نیز داشت در مورد وبلاگ ها وسایت ها نیز مختصر صحبتی شد. ۱۶ مرداد ۸۵جهاد دانشگاهی یزد تولد ۱۲ سالگی خودش را جشن گرفت و
مهندس شرافت رییس جهاد با ارائه
گزارش کاملی از عملکرد این نهاد انقلابی جهادی که دست پرورده امام خمینی است برنامه های اینده ان را نیز برشمرد
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
رضا نارگانی از فعالان خبری و خبرنگار معتمد یزدی در سایت پربیننده
یزد فردا . که به حق در چند مدت گذشته از عهده اطلاع رسانی شفاف در سطح استان برامده است. مطلبی تحت عنوان
ای کاش خبرنگاری در یزد جایگاهی داشت را منتشر کرده است. نمی دانم به چه دلیل مطلب را کوتاه نوشته ولی در همین چند سطر هم کلی درد دل کرده ...
ای کاش کسی می فهیمد اینجا چه خبر است
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|
آقا خوبه ، آقا جونه ، آقای گل ، آقا جون
این کمینه رو همیشه زیردست خود بدون
آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد
الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد
من یه عمر آزگاره زیر سایه تون نشستم
من کنیز زنگی ام که دستامو به سینه بستم
آقا تو حضرت عشقی ، از ملائک بهشتی
تو با دستای مبارک سرنوشتمو نوشتی
آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد
الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد
من پیش رو آینه از بی کسی شکستم
دست شکستگان گیر، مهر تو بسته دستم
من پیش روی آینه از بی کسی شکستم
دست شکستگان گیر، مهر تو بسته دستم
من ذره ذره گشتم تا تو مرا نبینی
آقا شما بزرگی ، با من چرا نشینی
من ذره ذره گشتم تا تو مرا نبینی
آقا شما بزرگی ، با من چرا نشینی
من یه عمر آزگاره زیر سایه تون نشستم
واسه عرض بندگی ها دستامو به سینه بستم
تو ولی نعمت عشقی ، از ملائک بهشتی
تو با دستای مبارک سرنوشتمو نوشتی
آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد
الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد
آقای خوب و عزیزم عمر و عزتت زیاد
الهی بدی و ذلت سر دشمنت بیاد ...
+ نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1385ساعت   توسط مهدی زمان زاده
|