عکس هایی برای تعطیلات
اگه می خواین برین اینجا را فشار دهید
اگه می خواین برین اینجا را فشار دهید
راس ساعت 4و 15 دقیقه دومین و اخرین جلسه شورای اداری استان در سال جاری کلید خورد..اول معاون استاندار حرفهایش را به مدیران زد و سپس استاندار یزد برخلاف همیشه که خیلی موضع گیری خاص نداشت و این دفعه خیلی صریح حرفهایش را زد.."هرکس نمی تواند درک کند که وظیفه اش نوکری مردم است خداحافظ ،با ما نیست".این را به مدیران گفت..حرف های بسیاری در این زمینه زد ..بقول خودم اتمام حجتی بود با مدیران یزد ..
" سال 85 سال کار است ،سال طعنه زدن ،شعار دادن ..نیست سال بسیار پرکار و زحمت داری است..."
اما از حاشیه های جلسه ..فکرش را بکن تمام مدیران یزد بود از کسانی که سر هر ماه قبض می فرستندو پول می خواهند مثل آب وبرق تلفن وگاز وفلضلاب و ...تا رییس دکتر ها ونانواهاو مغازه دارها و کتابخانه ها ..... همه بودند..کی به اون یکی می گفت "شنیدم می خوان بفرتند فلان جا..دیگری جواب داد ..اول تو رو می فرستند تا من رو ..." بله اینا هم شوخی های استاندارد شده مدیری این مملکت است
کم کم بهار داره می یادو باید سلام کنیم
امروز آخرین جلسه شورای اداری استان هت و همه مدیران گزارش می دهند..چه حالی کنم من.کار زیادی هست باید برای سال نواماده شد ومدیران هم برای یک دوره کاری دیگر اماده شون.راستی خبردارین کهاکبر گنجی همازاد شد و همه چی تموم.ولی مطمئن هستم خبر ندارین ایران مذاکره با امریکا را پذیرفته ولی فقط در مورد عراق ..
اگر طرفدار برنامه های ورزشی tv جمهوری اسلامی وخصوصا گزارش ورزشی که به پخش مسابقات لیگ برتر ایران می پردازد حتما موسیقی ابتدای فیلم را شنیده اید ..اول تصاویری از بازیکنان فوتبال جهان که با هر ضربه توپ زدنی شعله آتش همراهشان می رود و بعد موسیقی که خیلی با اول ساده و ریتمیک است و صدای طبل و ضربات سنج مانند از ان به گوش می رسد و بعد هم به موسیقی پاپ میکس می شود و بقیه ماجرا...از حالا بگم اصلا قصد نوشتن این مطلب را نداشتم تا اینکه عزت جون رییس گروه سیما و صدا گفت نقدم کنید خوب اینم نقد بیا بخوون..
موسیقی اول که خیلی ریتمیک هست مربوط به گروه شیطان پرستان امریکای است که در سال 1995 در لوس انجلس به گوش همه رسید ..و بعد آتش هایی که نشان داده می شود نشان از پاکی ادمها نیست بلکه به یاد روز.. مرگ خدا.. شعله افروخته اند قسمتی از عهد نامه این گروه های شیطان پرست را ببینید

به نام اهریمن
ای انسان حرام زاده شده ..خدایی ساخته ایی از جنس نا شناخته هایت و آنچنان بزرگش خوانده ای که یارای تصورت نیست چه هراسیست از خود ساخته !؟ خدای من از جنس من است.تسلیم و فرمانبردار. چه ، خواستم از او موجود شد. خدای من ، من است و برای روز مرگ خدای نیست بوده تو ،آتش می افروزم تا بسوزانمت ..حرام زاده انسان هرچه می خواست کرد و بر گردن خدایش انداخت(سلمان رشدی هم چنین جمله ای دارد)

بله دوستان تلوزیون ایران خواسته یا نا خواسته!! به طور رایگان مذهب شیطان پرستی را ترویج می هد و برای روز مرگ خدا برنامه پخش می کند .شما بگین چی کار کنیم براي بقیه برنامه هم دلايل كافي وجود دارد حتما خواهم نوشت
لطفا در لینک کلیک کرده و از مدیریت گوگل بخواهید تا در ایام نوروز از اشکال سفره و هفت سین استفاده کند اقدام مجازی ملی کلیک کنید
فردي باهوش که در حال سفر کردن بود سنگ با ارزشي را در يک رودخانه پيدا کرد .
روز بعد مسافري را ديد که بسيار گرسنه بود. فرد باهوش بقچه اش را باز کرد تا او
را در غذاي خود سهيم کند . مسافر گرسنه سنگ با ارزش را ديد و از وي خواست
تا آن سنگ را به او بدهد . او نيز بدون درنگ سنگ را به آن مسافر گرسنه داد .
مسافر در حالي که به خوشبختي خود مي باليد آن جا را ترک کرد . او مي دانست
که سنگ به حد کافي ارزش دارد تا او را در طول زندگي تامين کند . اما چند روز
بعد برگشت تا سنگ را به صاحبش باز گرداند . او گفت من خيلي فکر کرده ام و
مي دانم که اين سنگ چه قدر با ارزش است اما آن را به شما باز مي گردانم تا
شايد چيز بهتري به من هديه دهي .
۱ـ آموخته ام انسان بزرگ در اندوه آنچه ندارد فرو نمي رود ؛ بلکه از آن چه دارد لذت مي برد.
۲ـ آموخته ام که اگر نمي توانم ستاره باشم ؛ لزومي ندارد ابر باشم.
۳ـ آموخته ام وظيفه سبب مي شود تا کارها را را به خوبي انجام دهم ؛ اما عشق کمک مي کند تا آنها را به زيبايي انجام دهم.
۴ـ آموخته ام آينده مکاني نيست که به آنجا مي روم ؛ بلکه جايي است که خود آن را به وجود مي آورم.
۵ـ هميشه آخرين کار من ؛ بهترين کارم باشد ؛ پس جا براي بهتر شدن هميشه باز است
چه می کنه جشنواره:
بله با هزار و یه دونه مشکل ثبت نام در حال برگزاریه .. اونی که پیشنهاد داد و اونی که دتبالش رو گرفت و اونی که سایتش رو ساخت و اونایی که ثبت نام می کنند الهی به آرزوهاشون برسن :
بهتره مسائل فنی وبلاگ نویسی و بحث آموزش رو در وبلاگ فن آوری اطلاعات یزد بخونید
منتظر روز برگزاری جشنواره هستم. حتما به دوستانتون بگید جشنواره یادشون نره

پریشب تلوزیون فیلم کفش های میرزا نوروز پخش می کرد با این که تا بحال شونصددفعه دیده بودم دوباره مثل بچه آدم نشستم دیدم و نگفتم فیلم تکراریه..
اواسط فیلم در حین پخش پیام بازرگانی روزنامه ای را ورق زدم از سرگیری مذاکرات با روس ها گفته بود..بابا این پیشنهاد روس ها هم برای منوچهر متکی شده کفش های میرزا نوروز و کم کم به جای پیشنهاد روسیه باید گفت کفش های میرزا منوچ (البته شرمنده قصد توهین به آقای منوچهر متکی نیست قصدم جور کردن قافیه است) می ریم اروپا از دست روس خلاص بشیم دوباره سر از مسکو در می یاریم ..
از در بیرونشون می کنیم از در پشتی می یان تو...البته چاره ای نیست فعلا تا کارها مرتب بشه همین جور باید سیاست خر کردن دنیا را ادامه داد تا شهاب ما با کاخ سفید برسه اونم با کلاهک ...
این تکه را از سایت محمد علی ابطحی کپی کردم خیلی جالب است حتما بخوانید
يكشنبه ۲۲/اسفند/۷۸
صبح در منزل بودم كه ابراهيم اصغرزاده زنگ زد و خبري تكاندهنده داد: سعيد حجاريان را ترور كردند. بدون فوت وقت به بيمارستان سينا رفتم. دكتر ظفرقندي و دكتر شكوريراد آنجا بودند. حال سعيد خيلي بد بود. گلولهاي به صورتش خورده و رگ خونرساني به مغز را آسيب زده؛ نفس هم نميكشد. همه آمده بودند. فضاي سنگين و تلخي حاكم بود. ترتيبي داديم كه خبرنگاران از پزشك معالجش وضعيت او را بپرسند. دکتر ظفرقندی هم میگوید من نمیتوانم اطمینان بدهم. دكتر قاجار هم از آمريكا زنگ زد كه حاضر است سريعاً بيايد و در درمان سعيد مشاركت كند. با آقاي خاتمي تماس گرفتم. در سفر یزد و در راه ميبد بود. خبر را به ایشان دادم. خیلی متاثر شد. از ايشان خواستم كه در سخنراني ميبد حتماً موضعگيري كند تا در خبرهاي ظهر موضعگيري ايشان را منعكس كنيم. اين كار را كرد و خيلي هم به موقع بود چون در اخبار ظهر فقط موضعگيري ايشان را داشتيم. بعدازظهر مجدداً به بيمارستان رفتم. خبرنگاران هجوم آوردند. اظهار تأسف كردم. بعد شنيدم كه الحمدلله حال سعيد بهتر شده است. محسن ميردامادي را ديدم. ميگفت «ديروز به روزنامه ما زنگ زدند كه فردا منتظر خبر مهمي باشيد.» موسوي لاري هم خبر داد كه در هنگام ترور،................. خانمم هم به موبايل زنگ زد و گريهكنان گفت «به آقاي خاتمي بگوييد در مورد آقاي حجاريان همانطور حرف بزند كه امام درباره مطهري حرف زد... اينها هدفشان كشتن خود خاتمي است»؛ بعد هم به من توصيه كرد مراقب خودم باشم. حالا كه موفق نشدهاند سعيد را شهيد كنند نگرانيم كه بريزند و در بيمارستان او را دوباره بزنند. با مسئولان امنيت تماس گرفتم و گفتم مراقب باشند. در اين شرايط بايد مراقب خيلي كسان ديگر هم باشند. ترور كساني مثل گنجي، عليرضا نوري، رضا خاتمي و حتي مصباح يزدي و حسين شريعتمداري ميتواند خيلي معادلات را بر هم بزند. در شرايط فعلي چرا بايد يك تيم ۱۹ نفره از.....که هیچکاره است، حفاظت كند و اینها محافظ نداشته باشند؟ با روحانيون مبارز هم تماس گرفتم كه بيانيه بدهند. وزارت كشور و وزارت خارجه هم بيانيه دادهاند. در وزارت اطلاعات هم ستادي تشكيل شده است. از طرف ديگر، منافقين هم اعلام كردهاند كه كار ما نبوده است. ساعت ۱۰ و نیم صبح به اتفاق موسوي لاري، نبوي، تاجزاده، امينزاده و خانيكي جلسهاي در دفتر من تشكيل شد. دوستان معتقد بودند كه سبك كار (انتخاب سوژه و عملكرد آماتوري) نشان ميدهد كه اين ترور كار منافقين نبوده؛ احتمالاً فضاي اجتماعي سريعاً به اين سمت خواهد رفت كه جناح مقابل كارگردان ماجرا بوده؛ زمان حادثه (بعد از شكست جناح راست در انتخابات) و شخض ترور شده (تئوريسين جناح چپ) مؤيد اين فرضيهاند. اگر اين فرضيه درست باشد زمينهها و اهداف مختلفي دارد: ۱. اين عمل محصول خشم و نفرت ناشي از شكست است. ۲. تلاش ميشود فضاي كشور از فضاي سياسي به فضاي امنيتي منتقل شود. ۳. ممكن است هدف اصلي ابطال انتخابات باشد. به لحاظ تبليغاتي بايد تلاش كنيم كه همه اين كار را محكوم كنند. قرار شد من يا موسوي لاري ............................. بايد اين كار آنقدر تقبيح شود كه كسي جرأت تكرار آن را پيدا نكند. با روزنامههاي دوم خردادي هم صحبت شود كه روي موضوع با برنامه كار كنند. به لحاظ امنيتي هم برای جلوگیری از تكرار و گسترش اين قبيل اقدامات قرار شد هر چه سريعتر شوراي امنيت و شوراي تأمين استان جلسه تشكيل دهند. نبوي تأكيد داشت كه اگر سعيد شهيد شد، مثل ناصرالدين شاه فعلاً او را زنده اعلام كنيم تا بتوانيم اوضاع را به كنترل در آوريم و تصميم بگيريم. در مورد آقاي خاتمي هم انتظار عمومي اين بود كه سفرش را ناتمام بگذارد و به تهران برگردد؛ هم به خاطر شخص سعيد، هم به خاطر اهميت موضوع. حالا هم پيشنهاد ميشود رئيس جمهور مستقيماً از فرودگاه به عيادت حجاريان بيايد.
به جون مادرت:
اگه می خوای نگاه مهربونت رو ازم بگیری..بگیر
اگه می خوای قلب مهربونت رو ازم دیغ کنی ..بکن
اگه می خوای دستای گرمتو ازم پنهون کنی ..بکن
ولی تو رو خدا...
...تور رو خدا..
ای لامصب انرژی هسته ای رو ازم نگیر ای کاندولیزا رایس
شروع شد ..خوب اگه خوب ..بد اگه بد ..جشنواره وبلاگ نویس های یزدی شروع شد..با همه نداشتن ها ..فقط با کمی همت ..حالا نوبت وبلاگ نویس هاست که همت کنند..باید اومد و کار کرد و ماندگار شد..به سایت جشنواره برید و ثبت نام کنید و اگه شانس و امتیاز با شما بود برنده بشید
الان شب 21 اسفند 84 است و تا زمان سال تحویل چیزی حدود 200 ساعت مونده .دیشب ساعت 6 بعداز ظهر یه عالمه دولق یا دولخ یا همون طوفان کل شیشه های تمیز شده خونه ما ، همسایه های ما را از بین برد...این یعنی چه که شب عید دولق بشه>؟؟؟
احتمالا اگر شما به لهجه یزدی وارد نیستید بهتر است دولق را برایتان معنی کنم...دولق یا دواخ از دو واژه دو + لخ تشکیل شده.
دوُ همان یزدی شده دود هست و لخ یعنی شلخته ..دود شلخته .. که پس از تنازع با دود به دو لخ تغییر نام داده..اصطلاحا به گرد و خاک که یه عالمه خاک صحراهای کویر یزد و یا قبرستان های همین حوالی باشد گویند..در یزد مورد استعمال است..ضرب المثلی هست که: هموارُک برو دولخ نشه!!! یعنی یواش برو گرد و خاک نشه.....وقتی دولخ می شود چاره ای نیست جز این که پنچ عضو شورای امنیت در اتاق را می بندند ..در این حالت اکثرا پنجره ها هم بسته می شود..
کرکره ها پایین و بی خیال مذاکره هرچند داداش منوچهر گفته : به جان خودم هنوز اهل مذاکره هستیم !..
و این داستان همچنان ادامه دارد و تا زمان رسیده شدن توت (از قدیم گفته اند دولق تا زمان رسید ه شدن توت ادامه دارد) یا همان چرخه هسته ای کامل هموا دولقی هست .پس فعلا دیگر پنجره ها را تمیز نکنید اشکال از فرستنده است!!!!!
پشت درهای بسته..پنج تا آدم نشسته.....به فکر کارهای بدند...هیشکی نمی دونه چی اند..
بله پرونده به شورای امنیت رفته البته از نظر صداو سیما از دیشب تا حالا اصلا ما پرونده ای نداشتیم که به شورای امنیت بره ..بگزیرم
از دیروز که جلسات محرمانه 5 عضو قمار باز هسته ای دنیا شروع شده گمانه زنی زیادی در حال وقوع است..آگاهان گفته اند این مسائل تا چند روز دیگر از سمت سرق کشور خارج می شود. و توده هوای گرم که از دیروز وارد شده است می ماند .اما مسئله به یه تحریم و خیلی گیر بدن جنگ نظامی و. مطمئنا حل خواهد شد...توپ تانک و شورا دیگر اثر ندارد ..حق مسلم ما هیچی عوض ندارد.(شعار از خودم)
لاریجانی گفت امریکا در عراق و افغانستان در باتلاق است و دیگری می گفت امریکا یه پاشو گذاشته تو افغانستان و اون پاشو گذاشته تو عراق و حالا این وسط چون دیگه پایی نداره بزاره تو ایران قراره پی پی کنه رو برنامه های اقتصادی دکتر احمدی نژاد...حالا با این شرایط فکر کنید اگر همین جور به گفته لاریجانی هی تو باتلاق فرو بره مسلما فشار بر ما زیاد می شه و مسلما برنامه های اقتصادی دولت نو پای محمود بیشتر تحت فشار قرار می گیره..آگاهان چند تا راه حل پیشنهاد میدن:
1) اصلا گور بابای انرژی هسته ای ..همون طوری که می گن فوایدش بدرد ما نمی خوره مال نسل های آینده اس ..پس کور شن خودشون بیان حل و فصلش کنند به ما چه؟
2) انرژی هسته خیلی کوچولو داشته باشیم چیزی که اخیرا یه کسی این وسط ها گفته ..مثلا تو حوض خونه رییس جمهور راکتور بزاریم .در این شرایط قربونش برم رایس دیگه گیر سه پیچ نمی ده و روس ها هم پولشونو می گیرن وانگلیس ها هم باغ قلهک ...
3) بیام به جای اینکه ما منتظر حمله اونها باشیم ..قات بزنیم ما جنگ رو شروع کنیم ..اینجوری فواید زیادی داره...دیگه شورای امنیت قطعنامه ای علیه ما نمی ده..تحریم نمی شیم ..نفتمون فروش می ره ...
4) اصلا بیایم تلوزیون و هر چی دم دستمونه خاموش کنیم و به فکر خونه تکونی شب عید باشیم ..فکر کنم این را آدمهای نا آگاه بیشتر بپسندند